überschütten
ریختن روی، سرریز کردن، پوشاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ + mit + Dativ
روی چیزی مقدار زیادی مایع یا ماده پودری ریختن/پاشیدن.
- Sie überschüttete den Kuchen mit Puderzucker.او کیک را با پودر قند پوشاند.
- Der Regen überschüttete das Feld mit Wasser.باران زمین را با آب پوشاند.
2
Akkusativ + mit + Dativ
کسی را با چیزی (مثلاً تعریف، انتقاد، هدیه) غرق کردن (مجازی).
- Das Publikum überschüttete den Künstler mit Applaus.تماشاگران هنرمند را با تشویق غرق کردند.
- Er wurde mit Glückwünschen zu seinem Erfolg überschüttet.او با تبریکهای موفقیتش غرق شد.