überschatten
تحتالشعاع قرار دادن، سایه افکندن (به صورت منفی)
Beispiele
- Und Wir ließen sie von Wolken ''überschatten'' und sandten ihnen Manna und Wachteln herab: ‚Esset von den guten Dingen, die Wir euch beschert haben.‘ (Koran)و ما آنها را با ابرى پوشاندیم و برایشان «منّ» و «سلوى» نازل کردیم؛ از نعمتهاى پاکیزهاى که به شما روزى دادهایم، بخورید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
سایه افکندن بر چیزی یا کسی، پوشاندن با سایه.
- Hohe Bäume überschatten das Haus.درختان بلند بر خانه سایه افکندهاند.
- Der Berg überschattet das ganze Tal am Nachmittag.کوه بعدازظهر بر کل دره سایه میافکند.
2
Akkusativ
تحتالشعاع قرار دادن، کماهمیت جلوه دادن، برتری یافتن بر چیزی یا کسی (مجازی).
- Seine früheren Erfolge überschatten seine jetzigen Leistungen.موفقیتهای قبلی او دستاوردهای کنونیاش را تحتالشعاع قرار میدهند.
- Die traurige Nachricht überschattete die ganze Feier.خبر غمانگیز تمام جشن را تیره کرد.