überschauen
نگاه کردن به، دیدن (منظرهای وسیع)، درک کردن، فهمیدن (موضوعی پیچیده)
Beispiele
- Von der Terrasse aus konnten wir ganz Rom ''überschauen''.از تراس میتوانستیم تمام رم را ببینیم.
- Unsere Produzentin ''überschaut'' den gesamten Prozess. Sie ist aber auch die Einzige. Alle anderen kennen nur Teilbereiche.تهیهکننده ما کل فرآیند را زیر نظر دارد. اما تنها اوست. بقیه فقط بخشهایی را میشناسند.
- Ich kann noch nicht richtig ''überschauen'', wo uns das Ganze hinführen wird.هنوز نمیتوانم به درستی درک کنم که کل این ماجرا ما را به کجا خواهد برد.
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ)
چیزی را از بالا دیدن، بررسی اجمالی کردن (منظره، وضعیت)
- Von diesem Berg kann man die ganze Stadt überschauen.از این کوه میتوان تمام شهر را بررسی اجمالی کرد.
- Er überschaute die Lage mit einem Blick.او با یک نگاه وضعیت را بررسی اجمالی کرد.
2
etwas (Akkusativ)
چیزی را درک کردن، بر آن مسلط بودن (موضوع، کار)
- Der Projektleiter muss alle Details des Projekts überschauen.مدیر پروژه باید بر تمام جزئیات پروژه مسلط باشد.
- Es ist schwer, die komplexen Zusammenhänge sofort zu überschauen.درک کردن ارتباطات پیچیده بلافاصله دشوار است.
3
etwas (Akkusativ)
نظارت کردن، کنترل کردن
- Die Abteilung überschaut die Einhaltung der Vorschriften.این بخش بر رعایت مقررات نظارت میکند.
- Er überschaut die Arbeiten auf der Baustelle.او بر کارهای در محل ساخت و ساز نظارت میکند.