überschauen
نگاه کردن به، دیدن، درک کردن، فهمیدن، نظارت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas überschauen)
چیزی را از بالا دیدن، بررسی اجمالی کردن، یا منظره وسیعی را مشاهده کردن.
- Vom Berggipfel konnten wir das ganze Tal überschauen.از قله کوه توانستیم کل دره را زیر نظر داشته باشیم.
- Er stand am Fenster und überschaute die belebte Straße.او کنار پنجره ایستاد و خیابان پرجنبوجوش را تماشا کرد.
2
Akkusativ (etwas überschauen)
چیزی را به طور کامل درک کردن، فهمیدن، یا بر آن مسلط بودن (مانند یک موضوع پیچیده، یک کار یا یک وضعیت).
- Es ist schwierig, die gesamte Komplexität des Problems zu überschauen.درک کامل پیچیدگی کل مسئله دشوار است.
- Sie hat einen guten Überblick und kann die Situation gut überschauen.او دید خوبی دارد و میتواند وضعیت را به خوبی درک کند.
3
Akkusativ (etwas überschauen)
نظارت کردن، کنترل کردن، یا مدیریت کردن یک فرآیند، پروژه یا تیم.
- Der Manager überschaut die Arbeit von hundert Mitarbeitern.مدیر بر کار صد کارمند نظارت میکند.
- Es ist wichtig, den gesamten Prozess zu überschauen, um Fehler zu vermeiden.مهم است که کل فرآیند را زیر نظر داشته باشیم تا از اشتباهات جلوگیری شود.