der Überschlag
پشتک، غلت زدن؛ تخمین، برآورد؛ جرقه الکتریکی
Bedeutungen
1
حرکتی در ژیمناستیک یا ورزشهای مشابه که در آن بدن به صورت چرخشی از روی یک مانع یا زمین عبور میکند، مانند پشتک زدن.
- Der Turner führte einen beeindruckenden Überschlag über das Pferd aus.ژیمناست یک پشتک چشمگیر از روی اسب را اجرا کرد.
- Kinder lieben es, im Gras einen Überschlag zu machen.بچهها دوست دارند در چمن پشتک بزنند.
- Sie lernte den Überschlag im Sportunterricht.او پشتک زدن را در کلاس ورزش یاد گرفت.
2
یک محاسبه تقریبی یا برآورد سریع از یک مقدار یا نتیجه، بدون دقت کامل.
- Ich habe nur einen groben Überschlag gemacht, aber die Kosten werden wahrscheinlich hoch sein.من فقط یک تخمین کلی زدم، اما هزینهها احتمالاً بالا خواهد بود.
- Der Architekt gab einen schnellen Überschlag für das Bauprojekt.معمار یک برآورد سریع برای پروژه ساختمانی ارائه داد.
- Kannst du mir einen Überschlag geben, wie viel das Ganze kosten wird?میتوانی یک برآورد کلی به من بدهی که کل این قضیه چقدر هزینه خواهد داشت؟
3
یک تخلیه الکتریکی ناگهانی و کوتاه مدت بین دو نقطه با اختلاف پتانسیل الکتریکی بالا، مانند جرقه.
- Beim Einstecken des Steckers gab es einen kleinen Überschlag.هنگام وصل کردن دوشاخه، یک جرقه کوچک رخ داد.
- Der Überschlag im Generator verursachte eine Störung.جرقه الکتریکی در ژنراتور باعث اختلال شد.
- Ein Überschlag kann bei Hochspannungsleitungen auftreten.جرقه الکتریکی میتواند در خطوط ولتاژ بالا رخ دهد.