überschneiden
همپوشانی داشتن، تداخل کردن، همزمان رخ دادن
Bedeutungen
1
sich überschneiden
زمانی که دو یا چند چیز (مانند مسیرها، زمانها، علایق، وظایف) به طور جزئی یا کلی با یکدیگر مشترک باشند، همزمان رخ دهند یا از روی هم بگذرند.
- Unsere Interessen überschneiden sich in vielen Bereichen.علایق ما در بسیاری از زمینهها همپوشانی دارند.
- Die beiden Veranstaltungen überschneiden sich leider zeitlich.متأسفانه این دو رویداد از نظر زمانی با هم تداخل دارند.
2
Akkusativ (etwas überschneiden)
در هندسه، زمانی که دو خط، سطح یا شکل یکدیگر را قطع کنند یا بخشی از آنها مشترک باشد.
- Die beiden Linien überschneiden sich an diesem Punkt.این دو خط در این نقطه یکدیگر را قطع میکنند.
- Die Flächen überschneiden sich nicht.سطوح همپوشانی ندارند.