überschreien
با صدای بلندتر فریاد زدن، صدای کسی را خفه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با صدای بلندتر از چیزی فریاد زدن یا صدای کسی را خفه کردن
- Er versuchte, den Lärm der Maschinen zu überschreien.او سعی کرد با صدای بلندتر از صدای ماشینها فریاد بزند.
- Ihre Wut überschrie alle vernünftigen Argumente.خشم او بر تمام استدلالهای منطقی غلبه کرد/صدای آنها را خفه کرد.