überschreien

Aussprache: /ˈyːbɐˌʃraɪ̯ən/
Worttrennung: über·schrei·en
فعل

با صدای بلندتر فریاد زدن، صدای کسی را خفه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überschreien)

با صدای بلندتر از چیزی فریاد زدن یا صدای کسی را خفه کردن.

  • Er versuchte, die Musik zu überschreien, aber es gelang ihm nicht.او سعی کرد با صدای بلندتر از موسیقی فریاد بزند، اما موفق نشد.
  • Die Menge überschrie den Redner.جمعیت صدای سخنران را خفه کرد.