überschuldet
غرق در بدهی، بدهکار بیش از حد
Bedeutungen
1
کسی یا چیزی که بدهیهایش بسیار بیشتر از توانایی پرداخت آن است.
- Nach dem Scheitern seines Unternehmens war er hoffnungslos überschuldet.پس از شکست کسبوکارش، او به طور ناامیدکنندهای غرق در بدهی بود.
- Die Stadtverwaltung ist chronisch überschuldet und sucht nach Lösungen.شهرداری به طور مزمن بدهکار است و به دنبال راهحل میگردد.
- Viele Menschen geraten durch unkontrollierte Ausgaben in eine überschuldete Lage.بسیاری از مردم از طریق هزینههای کنترل نشده در وضعیت بدهکاری بیش از حد قرار میگیرند.