überschwänglich
پُرشور، سرشار، احساساتی و اغراقآمیز، بیاندازه
Bedeutungen
1
نشاندهنده احساسات قوی، شور و شوق زیاد یا هیجان بیاندازه؛ اغلب با ابراز کلامی یا رفتاری شدید.
- Sie empfing ihn mit überschwänglichem Jubel.او با شادی بیاندازه از او استقبال کرد.
- Seine überschwängliche Freude war ansteckend.شادی پرشور او مسری بود.
- Die Kritiker lobten das Stück in überschwänglichen Worten.منتقدان نمایش را با کلماتی پرشور ستودند.
2
بیش از حد یا اغراقآمیز در ابراز احساسات، ستایش یا خوشحالی.
- Sein überschwängliches Lob wirkte manchmal unaufrichtig.ستایش بیاندازه او گاهی غیرصادقانه به نظر میرسید.
- Sie war überschwänglich in ihrer Dankbarkeit.او در ابراز قدردانی خود بسیار پرشور بود.
- Die überschwängliche Reaktion des Publikums überraschte die Schauspieler.واکنش پرشور تماشاگران بازیگران را شگفتزده کرد.