überschwemmen
سیلزده کردن، غرق کردن، طغیان کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überschwemmen)
یک منطقه، شهر یا مکان را با آب زیاد و سیلاب پوشاندن و زیر آب بردن.
- Der Dammbruch hat die umliegenden Gebiete überschwemmt.شکستن سد مناطق اطراف را سیلزده کرد.
- Nach dem Unwetter waren viele Keller überschwemmt.پس از طوفان، بسیاری از زیرزمینها زیر آب رفتند.
2
Akkusativ + mit + Dativ
چیزی را با مقدار زیادی از یک ماده پر کردن یا لبریز کردن (به صورت مجازی).
- Die Stadt wurde mit Touristen überschwemmt.شهر مملو از توریست شد.
- Sein Schreibtisch war mit Papieren überschwemmt.میز کار او از کاغذ لبریز بود.