überseeisch

Aussprache: /ˈyːbɐˌzeːɪʃ/
Worttrennung: über·see·isch
صفت

برون‌مرزی، فرادریایی، آن‌سوی دریا

Bedeutungen

1

واقع در آن سوی دریا؛ متعلق به یا از کشورهای دوردست (معمولاً خارج از اروپا).

  • Sie importieren viele Waren aus überseeischen Ländern.آنها بسیاری از کالاها را از کشورهای آن سوی دریا وارد می‌کنند.
  • Er hat überseeische Erfahrungen gesammelt.او تجربیات فرادریایی کسب کرده است.
  • Die überseeische Kolonie wurde unabhängig.مستعمره برون‌مرزی مستقل شد.