übersehbar

Aussprache: /ˈyːbɐˌzeːbaːɐ̯/
Worttrennung: über·seh·bar
صفت

قابل مشاهده، قابل درک، قابل پیش‌بینی

Bedeutungen

1

چیزی که به راحتی قابل دیدن، درک کردن یا پیش‌بینی کردن است.

  • Die Gefahren des Klimawandels sind heute deutlich übersehbar.خطرات تغییرات اقلیمی امروزه به وضوح قابل مشاهده و درک هستند.
  • Die Entwicklung des Projekts ist übersehbar und verläuft nach Plan.روند پیشرفت پروژه قابل مشاهده است و طبق برنامه پیش می‌رود.
  • Sein Ärger war übersehbar, obwohl er versuchte, ruhig zu bleiben.خشم او قابل مشاهده بود، هرچند سعی می‌کرد آرام بماند.