übersehen
نادیده گرفتن، ندیدن، سهواً متوجه نشدن، چشمپوشی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas übersehen)
چیزی را ندیدن یا متوجه نشدن، از قلم انداختن.
- Ich habe leider übersehen, dass die Frist abgelaufen ist.متأسفانه متوجه نشدم که مهلت تمام شده است.
- Bei der Korrektur sind mir ein paar Fehler unterlaufen.در هنگام تصحیح، چند خطا از قلم افتاد.
2
Akkusativ (etwas übersehen)
از بالا به چیزی دید کلی داشتن، مشرف بودن.
- Vom Turm aus konnte man die ganze Stadt übersehen.از بالای برج میشد کل شهر را از بالا دید.
- Der Berg gipfelte in einem Plateau, das die umliegende Landschaft übersah.کوه در دشتی به پایان میرسید که مشرف به منظره اطراف بود.
3
Akkusativ (jemanden/etwas übersehen)
از اشتباه یا نقص کسی چشمپوشی کردن، اغماض کردن.
- Der Lehrer hat übersehen, dass der Schüler geschummelt hat.معلم از تقلب دانشآموز چشمپوشی کرد.
- Wir sollten seine kleinen Fehler nicht übersehen.ما نباید اشتباهات کوچک او را نادیده بگیریم.