übersetzen

Aussprache: /ˌyːbɐˈzɛt͡sn̩/
Worttrennung: über·set·zen
فعل

ترجمه کردن، عبور دادن (از عرض رودخانه/دریاچه)

Bedeutungen

1 etwas (Akk) + aus + Dativ + in + Akkusativ

از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کردن (غیرجداشدنی)

  • Er übersetzt ein Buch aus dem Deutschen ins Englische.او یک کتاب را از آلمانی به انگلیسی ترجمه می‌کند.
  • Kannst du diesen Satz für mich übersetzen?می‌توانی این جمله را برای من ترجمه کنی؟
2 über + Akkusativ / intransitiv (mit sein) oder Akkusativ (mit haben)

از یک طرف آب (رودخانه، دریاچه) به طرف دیگر رفتن یا کسی/چیزی را بردن (جداشدنی)

  • Der Fährmann setzt die Leute über den Fluss über.قایقران مردم را از عرض رودخانه عبور می‌دهد.
  • Wir sind mit der Fähre ans andere Ufer übergesetzt.ما با کشتی به کرانه دیگر عبور کردیم.
3 etwas (Akk) + in + Akkusativ

به یک موقعیت، فرم یا قالب دیگر منتقل کردن یا بازگرداندن (غیرجداشدنی)

  • Wir müssen diese Theorie in die Praxis übersetzen.ما باید این نظریه را به عمل تبدیل کنیم (منتقل کنیم).
  • Die Signale werden in digitale Daten übersetzt.سیگنال‌ها به داده‌های دیجیتال تبدیل می‌شوند.