übersetzen
ترجمه کردن، عبور دادن (از عرض رودخانه/دریاچه)
Bedeutungen
1
etwas (Akk) + aus + Dativ + in + Akkusativ
از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کردن (غیرجداشدنی)
- Er übersetzt ein Buch aus dem Deutschen ins Englische.او یک کتاب را از آلمانی به انگلیسی ترجمه میکند.
- Kannst du diesen Satz für mich übersetzen?میتوانی این جمله را برای من ترجمه کنی؟
2
über + Akkusativ / intransitiv (mit sein) oder Akkusativ (mit haben)
از یک طرف آب (رودخانه، دریاچه) به طرف دیگر رفتن یا کسی/چیزی را بردن (جداشدنی)
- Der Fährmann setzt die Leute über den Fluss über.قایقران مردم را از عرض رودخانه عبور میدهد.
- Wir sind mit der Fähre ans andere Ufer übergesetzt.ما با کشتی به کرانه دیگر عبور کردیم.
3
etwas (Akk) + in + Akkusativ
به یک موقعیت، فرم یا قالب دیگر منتقل کردن یا بازگرداندن (غیرجداشدنی)
- Wir müssen diese Theorie in die Praxis übersetzen.ما باید این نظریه را به عمل تبدیل کنیم (منتقل کنیم).
- Die Signale werden in digitale Daten übersetzt.سیگنالها به دادههای دیجیتال تبدیل میشوند.