übersichtlich
واضح، مرتب، قابل فهم، منظم
Bedeutungen
1
به راحتی قابل دیدن، درک کردن یا فهمیدن؛ مرتب و منظم.
- Die Informationen auf der Webseite sind sehr übersichtlich dargestellt.اطلاعات موجود در وبسایت بسیار واضح ارائه شدهاند.
- Sein Schreibtisch war immer ordentlich und übersichtlich.میز کار او همیشه مرتب و منظم بود.
- Die Anleitung ist einfach und übersichtlich, sodass jeder sie verstehen kann.دستورالعمل ساده و واضح است، به طوری که هر کسی میتواند آن را بفهمد.
2
دارای ساختار یا طرحی که امکان دیدن و درک کل مجموعه را فراهم میکند (مثلاً نقشه، نمودار).
- Die Karte der Stadt ist sehr übersichtlich und hilft Touristen bei der Orientierung.نقشه شهر بسیار واضح است و به گردشگران در جهتیابی کمک میکند.
- Das Organigramm des Unternehmens ist übersichtlich aufgebaut.نمودار سازمانی شرکت به صورت واضحی طراحی شده است.
- Eine übersichtliche Darstellung der Daten erleichtert die Analyse.یک نمایش واضح از دادهها تجزیه و تحلیل را آسان میکند.