überspannen

Aussprache: /yːbɐˈʃpanən/
Worttrennung: über·span·nen
فعل

از نقطه‌ای به نقطه دیگر کشیدن، پوشاندن با کشیدن، از حد گذراندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überspannen)

چیزی را روی چیز دیگری کشیدن یا گستراندن، پوشاندن یک فضا یا فاصله (مانند پل یا سیم).

  • Ein breites Band überspannt das Tal.یک نوار پهن دره را پوشانده است.
  • Die Ingenieure haben ein Kabel über die Schlucht überspannt.مهندسان کابلی را بر فراز دره کشیدند.
2 Akkusativ (oft reflexiv: sich überspannen)

بیش از حد کشیدن یا فشار آوردن (مثلاً اعصاب)؛ اغراق کردن؛ از حد گذراندن.

  • Die ständige Kritik überspannt seine Nerven.انتقاد مداوم اعصاب او را به هم می‌ریزد.
  • Er hat sich mit seinen übertriebenen Forderungen völlig überspannt.او با خواسته‌های اغراق‌آمیز خود کاملاً از حد گذراند.