überspannen
از نقطهای به نقطه دیگر کشیدن، پوشاندن با کشیدن، از حد گذراندن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überspannen)
چیزی را روی چیز دیگری کشیدن یا گستراندن، پوشاندن یک فضا یا فاصله (مانند پل یا سیم).
- Ein breites Band überspannt das Tal.یک نوار پهن دره را پوشانده است.
- Die Ingenieure haben ein Kabel über die Schlucht überspannt.مهندسان کابلی را بر فراز دره کشیدند.
2
Akkusativ (oft reflexiv: sich überspannen)
بیش از حد کشیدن یا فشار آوردن (مثلاً اعصاب)؛ اغراق کردن؛ از حد گذراندن.
- Die ständige Kritik überspannt seine Nerven.انتقاد مداوم اعصاب او را به هم میریزد.
- Er hat sich mit seinen übertriebenen Forderungen völlig überspannt.او با خواستههای اغراقآمیز خود کاملاً از حد گذراند.