überspannt
اغراقآمیز، غیرمنطقی، نامعقول، عجیب و غریب
Bedeutungen
1
غیرمنطقی، بیش از حد هیجانزده، عصبی یا عجیب و غریب؛ گاهی اوقات به معنای دیوانه یا غیرعادی.
- Seine Ideen klangen etwas überspannt und unrealistisch.ایدههایش کمی اغراقآمیز و غیرواقعی به نظر میرسیدند.
- Sie war wegen des Stresses sehr überspannt und leicht reizbar.او به خاطر استرس بسیار عصبی و زودرنج بود.
- Der Künstler hatte eine überspannte Vorstellung von seiner eigenen Bedeutung.آن هنرمند تصور غیرمنطقی از اهمیت خود داشت.