überspielen

Aussprache: /ˌyːbɐˈʃpiːlən/
Worttrennung: über·spie·len
فعل

پوشاندن و مخفی کردن (احساسات/ضعف)، کپی/منتقل کردن (فایل)، لغو/دوبله کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

ناامنی، استرس یا ناخوشایندی را با ظاهرسازی، شوخی یا رفتار جسورانه مخفی کردن

  • Er versuchte, seine große Nervosität mit einem Witz zu überspielen.او سعی کرد استرس و عصبانیت زیادش را با یک شوخی بپوشاند (توجیه کند).
  • Sie überspielt ihre Unsicherheit oft durch lautes Lachen.او اغلب عدم اعتمادبه‌نفسش را با خنده‌های بلند مخفی می‌کند.
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

فایل، آهنگ یا ویدیویی را از یک دستگاه به دستگاه یا رسانه دیگر منتقل/کپی کردن

  • Ich muss die alten Heimvideos auf eine externe Festplatte überspielen.من باید ویدیوهای خانگی قدیمی را روی یک هارد اکسترنال منتقل کنم.