übersprechen

Aussprache: /ˌyːbɐˈʃprɛçn̩/
Worttrennung: über·spre·chen
فعل

دوبله کردن، صداگذاری، تداخل صدا داشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas übersprechen)

روی صدای اصلی یک فیلم، نوار یا برنامه رادیویی، صدای جدیدی را جایگزین کردن یا صداگذاری (دوبله) کردن.

  • Der Schauspieler musste seine Stimme für die Rolle im Film übersprechen.بازیگر مجبور بود صدای خود را برای نقش در فیلم دوباره ضبط کند.
  • Wir werden die alte Aufnahme übersprechen, um sie zu aktualisieren.ما ضبط قدیمی را بازنویسی خواهیم کرد تا آن را به‌روز کنیم.
2 intransitiv (oft mit 'miteinander')

تداخل داشتن سیگنال‌های صوتی، کانال‌های مخابراتی یا امواج رادیویی با یکدیگر.

  • Die beiden Funkkanäle übersprechen sich ständig.این دو کانال رادیویی دائماً با یکدیگر تداخل دارند.
  • Wenn zu viele Geräte gleichzeitig senden, können sie sich übersprechen.اگر دستگاه‌های زیادی همزمان ارسال کنند، ممکن است با هم تداخل پیدا کنند.