überstehen

Aussprache: /ˌyːbɐˈʃteːən/
Wortzerlegung: über·ste·hen
فعل

از سر گذراندن، جان سالم به در بردن، بیرون زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک بحران، بیماری یا دوران سخت را به سلامت پشت سر گذاشتن (غیرجداشدنی)

  • Wir haben die Krise gemeinsam überstanden.ما بحران را با هم پشت سر گذاشتیم.
  • Er hat die schwere Operation gut überstanden.او عمل جراحی سخت را به خوبی پشت سر گذاشت.
2 über + Akkusativ / (ohne Objekt)

بیرون زدن از یک لبه یا سطح (حالت جداشدنی: steht über)

  • Das Dach steht einen Meter über.سقف یک متر بیرون زده است.