übersteigern
تشدید کردن، اغراق کردن، از حد گذراندن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بیش از حد معمول یا لازم بالا بردن، اغراق کردن، مبالغه کردن.
- Er neigt dazu, seine Gefühle zu übersteigern.او تمایل دارد احساساتش را اغراق کند.
- Man sollte die Bedeutung dieses Ereignisses nicht übersteigern.نباید اهمیت این رویداد را بیش از حد بالا برد.
2
sich
به اوج رسیدن، تشدید شدن (در مورد احساسات یا وضعیتها).
- Ihre Wut übersteigerte sich bis zur Raserei.خشم او تا حد جنون تشدید شد.
- Die Spannung im Raum übersteigerte sich von Minute zu Minute.تنش در اتاق دقیقه به دقیقه تشدید میشد.