überstimmen
با رأی اکثریت شکست دادن، مخالفان را با رأی اکثریت کنار زدن
Beispiele
- Nachdem beim Beschluss der EU-Innenminister zur Flüchtlingsverteilung mehrere Länder ''überstimmt'' wurden, muss beim heutigen EU-Sondergipfel mit weiteren Konflikten gerechnet werden.پس از اینکه چندین کشور در تصمیمگیری وزرای کشور اتحادیه اروپا در مورد توزیع پناهندگان "با رأی اکثریت شکست خوردند"، در نشست ویژه امروز اتحادیه اروپا باید انتظار درگیریهای بیشتری را داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با رأی بیشتر، نظر یا پیشنهاد کسی را رد کردن یا بر آن غلبه کردن
- Die Mehrheit hat den Vorschlag überstimmt.اکثریت پیشنهاد را با رأی بیشتر رد کرد.
- Wir konnten ihn in der Abstimmung überstimmen.ما توانستیم او را در رأیگیری شکست دهیم.