überstrapazieren
بیش از حد استفاده کردن، فرسوده کردن، به کار بردن بیش از حد توان
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich (reflexiv)
چیزی را بیش از حد توان یا ظرفیتش به کار گرفتن، یا کسی را بیش از حد خسته کردن یا تحت فشار قرار دادن.
- Man sollte seine Augen nicht überstrapazieren.نباید چشمها را بیش از حد به کار کشید.
- Er hat sich in letzter Zeit zu sehr überstrapaziert.او اخیراً خودش را بیش از حد خسته کرده است.