überstrecken
بیش از حد کشیدن، از حد گذراندن (کشیدگی)
Beispiele
- In der Welt des Yoga geben Lehrer ihren Schülern oft die Empfehlung oder fordern sie auf, die Knie vor allem in Standhaltungen nicht zu ''überstrecken''.در دنیای یوگا، مربیان اغلب به شاگردان خود توصیه میکنند یا از آنها میخواهند که زانوها را، به خصوص در حالتهای ایستاده، بیش از حد نکشند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عضو بدن را) بیش از حد معمول کشیدن یا خم کردن، بیش از حد دراز کردن
- Er hat sein Knie beim Sport überstreckt.او زانوی خود را هنگام ورزش بیش از حد کشید.
- Man sollte den Rücken nicht überstrecken, um Verletzungen zu vermeiden.برای جلوگیری از آسیب دیدگی نباید کمر را بیش از حد خم کرد.