überstreifen

Aussprache: /ˈyːbɐˌʃtraɪ̯fn̩/
Worttrennung: über·strei·fen
فعل

به سرعت پوشیدن، روی چیزی کشیدن

Beispiele

  • Nach dem Cafébesuch ''hat'' Schulz seine blaue Windjacke ''übergestreift'' und ist ins Rathaus gegangen.شولتز پس از بازدید از کافه، ژاکت بادگیر آبی‌اش را به سرعت پوشید و به سمت تالار شهر رفت.

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

چیزی (معمولاً لباس یا پوشش) را به سرعت یا به آسانی روی خود یا چیز دیگری کشیدن یا پوشیدن.

  • Er streifte sich schnell einen Pullover über, bevor er aus dem Haus ging.او به سرعت یک پلیور روی خود کشید، قبل از اینکه از خانه بیرون برود.
  • Sie streifte die Handschuhe über, um ihre Hände zu schützen.او دستکش‌ها را پوشید تا از دستانش محافظت کند.
2 Akkusativ

چیزی را به آرامی یا سطحی روی چیز دیگری کشیدن یا مالیدن (معمولاً یک لایه نازک)؛ یا به معنای گذشتن از چیزی (مجازی).

  • Der Maler überstreifte die Leinwand mit einem hellen Grundton.نقاش بوم را با یک رنگ پایه روشن پوشاند.
  • Ein Lächeln überstreifte ihr Gesicht, als sie die Nachricht hörte.لبخندی بر چهره‌اش نقش بست (گذشت)، وقتی خبر را شنید.