übertönen
غلبه کردن صدا بر صدا، خفه کردن صدا
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas übertönen)
صدای چیزی یا کسی را خفه کردن یا تحتالشعاع قرار دادن به طوری که شنیده نشود؛ بلندتر بودن از.
- Der Lärm der Baustelle übertönt jedes Gespräch.صدای بلند ساختمانسازی هر گفتگویی را خفه میکند.
- Die Musik war so laut, dass sie die Stimmen der Sänger fast übertönte.موسیقی آنقدر بلند بود که تقریباً صدای خوانندهها را خفه میکرد.