übertragbar

Aussprache: /ˈyːbɐˌtraːkbaːɐ̯/
Worttrennung: über·trag·bar
صفت

قابل انتقال، قابل تعمیم

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را از یک مکان به مکان دیگر منتقل کرد یا به شخص دیگری داد.

  • Diese Software ist auf mehrere Computer übertragbar.این نرم‌افزار قابل انتقال به چندین کامپیوتر است.
  • Die Rechte aus dem Vertrag sind übertragbar.حقوق ناشی از قرارداد قابل انتقال هستند.
  • Ist die Garantie auf den neuen Besitzer übertragbar?آیا گارانتی قابل انتقال به مالک جدید است؟
2

چیزی که می‌توان آن را از یک موقعیت یا زمینه به موقعیت یا زمینه دیگر اعمال کرد یا تعمیم داد.

  • Die erlernten Fähigkeiten sind auch auf andere Berufe übertragbar.مهارت‌های آموخته شده را می‌توان به مشاغل دیگر نیز تعمیم داد.
  • Diese Theorie ist nicht ohne Weiteres auf alle Fälle übertragbar.این نظریه را نمی‌توان به راحتی به همه موارد تعمیم داد.
  • Seine Erfahrungen sind auf unsere Situation übertragbar.تجربیات او بر وضعیت ما قابل تعمیم است.