übertragbar
قابل انتقال، قابل تعمیم
Bedeutungen
1
چیزی که میتوان آن را از یک مکان به مکان دیگر منتقل کرد یا به شخص دیگری داد.
- Diese Software ist auf mehrere Computer übertragbar.این نرمافزار قابل انتقال به چندین کامپیوتر است.
- Die Rechte aus dem Vertrag sind übertragbar.حقوق ناشی از قرارداد قابل انتقال هستند.
- Ist die Garantie auf den neuen Besitzer übertragbar?آیا گارانتی قابل انتقال به مالک جدید است؟
2
چیزی که میتوان آن را از یک موقعیت یا زمینه به موقعیت یا زمینه دیگر اعمال کرد یا تعمیم داد.
- Die erlernten Fähigkeiten sind auch auf andere Berufe übertragbar.مهارتهای آموخته شده را میتوان به مشاغل دیگر نیز تعمیم داد.
- Diese Theorie ist nicht ohne Weiteres auf alle Fälle übertragbar.این نظریه را نمیتوان به راحتی به همه موارد تعمیم داد.
- Seine Erfahrungen sind auf unsere Situation übertragbar.تجربیات او بر وضعیت ما قابل تعمیم است.