übertrumpfen
پیشی گرفتن، بهتر عمل کردن، برتری یافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden/etwas übertrumpfen)
از کسی یا چیزی در کیفیت، عملکرد یا مقدار پیشی گرفتن و برتری یافتن
- Unser neues Produkt übertrifft alle Erwartungen in Bezug auf Leistung.محصول جدید ما از نظر عملکرد، تمام انتظارات را پشت سر میگذارد.
- Er hat seine bisherige Bestleistung bei diesem Wettkampf übertrumpft.او بهترین رکورد قبلی خود را در این مسابقه بهبود بخشید.
2
Akkusativ (eine Karte übertrumpfen)
(در بازی ورق) با ورق قویتر (برگ برنده) برنده شدن و ورق حریف را شکست دادن
- Ich habe seine Pik-Dame mit meinem Herz-König übertrumpft.من بیبی پیک او را با شاه دل خودم بردم.
- Im Skat ist es wichtig, die gegnerischen Stiche zu übertrumpfen.در بازی اسکات، بردن دستهای حریف مهم است.