übervorsichtig
بیش از حد محتاط، فوقالعاده مراقب
Bedeutungen
1
بیش از حد محتاط بودن، داشتن مراقبت افراطی که ممکن است مانع پیشرفت یا تصمیمگیری شود.
- Er ist bei jeder Entscheidung übervorsichtig und analysiert jedes kleinste Detail.او در هر تصمیمی بیش از حد محتاط است و کوچکترین جزئیات را تحلیل میکند.
- Ihre übervorsichtige Art machte es schwierig, neue Wege zu gehen.روش بیش از حد محتاطانه او رفتن در مسیرهای جدید را دشوار میکرد.
- Manchmal muss man Risiken eingehen, statt übervorsichtig zu sein.گاهی اوقات باید ریسک کرد به جای اینکه بیش از حد محتاط بود.