überwältigen
غلبه کردن, مغلوب کردن, از پا درآوردن, تحت تأثیر شدید قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überwältigen)
کسی را با زور، قدرت یا تعداد زیاد مغلوب کردن؛ بر کسی یا چیزی چیره شدن.
- Die Polizei überwältigte den flüchtenden Täter.پلیس مجرم فراری را مغلوب کرد.
- Die gegnerische Armee überwältigte die Verteidiger.ارتش دشمن بر مدافعان چیره شد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas überwältigen)
احساسات شدید (مانند شادی، غم، ترس) یا یک تجربه، کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن؛ غرق کردن یا از پا درآوردن.
- Die Schönheit der Landschaft überwältigte ihn.زیبایی منظره او را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
- Die Trauer über den Verlust überwältigte sie.اندوه فقدان او را از پا درآورد.