überwältigend

Aussprache: /ˌyːbɐˈvɛltɪɡn̩t/
Worttrennung: über·wäl·ti·gend
صفت

مسحورکننده، غافلگیرکننده، عظیم

Bedeutungen

1

چیزی که به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد، به طوری که فرد احساس ناتوانی در مقابله یا درک کامل آن را دارد؛ بسیار بزرگ، قوی یا چشمگیر.

  • Die schiere Größe des Grand Canyon ist überwältigend.وسعت عظیم گرند کنیون مسحورکننده است.
  • Die Menge an Informationen, die wir erhalten haben, war überwältigend.حجم اطلاعاتی که دریافت کردیم، غافلگیرکننده بود.
  • Sein Talent war so überwältigend, dass er sofort einen Plattenvertrag bekam.استعداد او آنقدر چشمگیر بود که بلافاصله قرارداد ضبط امضا کرد.
2

احساسی قوی و غیرقابل کنترل که فرد را در بر می‌گیرد.

  • Die überwältigende Freude nach dem Sieg war spürbar.شادی مسحورکننده پس از پیروزی قابل لمس بود.
  • Er empfand eine überwältigende Traurigkeit, als er die Nachricht hörte.او با شنیدن خبر، غم و اندوهی غافلگیرکننده را احساس کرد.
  • Die Schönheit der Landschaft war einfach überwältigend.زیبایی منظره به سادگی مسحورکننده بود.