überwältigen

Aussprache: /ˌyːbɐˈvɛltɪɡn̩/
Worttrennung: über·wäl·ti·gen
فعل

غلبه کردن, مغلوب کردن, از پا درآوردن, تحت تأثیر شدید قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überwältigen)

کسی را با زور، قدرت یا تعداد زیاد مغلوب کردن؛ بر کسی یا چیزی چیره شدن.

  • Die Polizei überwältigte den flüchtenden Täter.پلیس مجرم فراری را مغلوب کرد.
  • Die gegnerische Armee überwältigte die Verteidiger.ارتش دشمن بر مدافعان چیره شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas überwältigen)

احساسات شدید (مانند شادی، غم، ترس) یا یک تجربه، کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن؛ غرق کردن یا از پا درآوردن.

  • Die Schönheit der Landschaft überwältigte ihn.زیبایی منظره او را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
  • Die Trauer über den Verlust überwältigte sie.اندوه فقدان او را از پا درآورد.