überwachsen
پوشاندن با رشد گیاهی، بیش از حد رشد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überwachsen)
چیزی را با رشد گیاهی پوشاندن یا از آن فراتر رفتن (متعدی).
- Die alten Mauern sind von Efeu überwuchert.دیوارهای قدیمی توسط پیچک پوشیده شدهاند.
- Die Pflanzen überwuchsen den vergessenen Garten.گیاهان باغ فراموش شده را پوشاندند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بیش از حد رشد کردن، بزرگ شدن یا از حد طبیعی فراتر رفتن.
- Die Kinder sind schnell übergewachsen.بچهها به سرعت رشد کردند (بزرگ شدند).
- Der Baum überwuchs den kleinen Schuppen.درخت از کلبه کوچک فراتر رفت (بزرگتر شد).