überwachsen

Aussprache: /ˌyːbɐˈvaksn̩/
Wortzerlegung: über·wach·sen
فعل

رشد کردن روی چیزی و پوشاندن آن، از رشد بازماندن

Beispiele

  • Über einen längeren Zeitraum belassene zerstörte Zähne können auch vom Zahnfleisch ''überwachsen'' werden.دندان‌های تخریب شده که برای مدت طولانی رها شوند، می‌توانند توسط لثه نیز "رشد کرده و پوشانده" شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با رشد گیاهی پوشاندن یا از آن فراتر رفتن (متعدی).

  • Efeu hat die alte Mauer komplett überwuchsen.پیچک تمام دیوار قدیمی را کاملاً پوشانده است.
  • Unkraut überwächst schnell den ganzen Garten.علف‌های هرز به سرعت تمام باغ را می‌پوشانند.
2 ohne Objekt

بیش از حد رشد کردن، بزرگ شدن (لازم). در این معنی با 'sein' صرف می‌شود.

  • Die Wunde ist gut überwachsen.زخم به خوبی بهبود یافته (پوشیده شده با پوست جدید).
  • Der Weg war mit Gras überwachsen.مسیر با چمن پوشیده شده بود.