überwachen

Aussprache: /ˌyːbɐˈvaxn̩/
Worttrennung: über·wa·chen
فعل

نظارت کردن، تحت نظر داشتن، کنترل کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überwachen)

زیر نظر داشتن و مراقبت کردن از روند، فرآیند، روند اجرا یا فعالیت‌های یک شخص یا مکان به منظور اطمینان از صحت یا پیشرفت کار

  • Die Polizei überwacht den Verkehr an der Kreuzung.پلیس ترافیک را در تقاطع تحت نظر دارد.
  • Der Vorgesetzte überwacht die Arbeit seiner Mitarbeiter.رئیس کار کارکنانش را نظارت می‌کند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas überwachen)

تحت نظر داشتن اطلاعاتی، سیستم‌ها یا افراد به منظور جاسوسی، کنترل یا ممانعت از وقوع جرم

  • Die Sicherheitskameras überwachen den gesamten Bereich.دوربین‌های امنیتی کل منطقه را تحت نظر دارند.
  • Der Geheimdienst überwacht verdächtige Aktivitäten im Internet.سرویس اطلاعاتی فعالیت‌های مشکوک در اینترنت را زیر نظر دارد.