überwechtet
پوشیده از برف انباشته، دارای نقاب برفی
Beispiele
- Der Gipfel des Berges ist meterhoch ''überwechtet.قله کوه تا چندین متر با برف انباشته شده است.
- Die zu begehenden Grate sind oft stark ''überwechtet'' und erfordern eine überlegte Spuranlage.یالهایی که باید پیموده شوند اغلب به شدت پوشیده از برف انباشته هستند و نیاز به برنامهریزی دقیق مسیر دارند.