überweiden
بیش از حد چرا دادن، فرسایش مرتعی
Beispiele
- Tibetische Nomaden besitzen oft nur zwei oder drei Camps, die sie in fester Abfolge benutzen, um die mageren Steppen nicht zu ''überweiden''.چوپانان تبتی اغلب فقط دو یا سه اردوگاه دارند که به ترتیب ثابتی از آنها استفاده میکنند تا مراتع کمپشت را بیش از حد چرا ندهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
زمین را با چرای بیش از حد دامها تخریب کردن
- Die Herden haben das Land überweidet, was zu Erosion führte.گلهها زمین را بیش از حد چرا کرده بودند که منجر به فرسایش شد.
- In einigen Regionen ist die Landschaft durch Überweidung stark geschädigt.در برخی مناطق، چشمانداز به دلیل چرای بیرویه به شدت آسیب دیده است.