überweissen

Aussprache: /ˈyːbɐˌvaɪ̯sn̩/
Worttrennung: über·weis·sen
Wort

سفید کردن بیش از حد، سفید کردن بیش از حد (در متن)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پوشاندن سطحی با رنگ سفید یا ماده‌ای سفید، اغلب به منظور پنهان کردن یا تزئین.

  • Die Wände des alten Hauses wurden frisch überweißt.دیوارهای خانه قدیمی تازه سفیدکاری شده بودند.
  • Er überweißte die Skizze mit Deckweiß, um die Linien zu korrigieren.او طرح را با رنگ سفید پوشاند تا خطوط را تصحیح کند.