überwiegend

Aussprache: /ˈyːbɐˌviːɡn̩t/
Worttrennung: über·wie·gend
صفت

بیشتر، عمدتاً، غالب

Bedeutungen

1

به بخش عمده یا اکثریت چیزی اشاره دارد؛ چیزی که بیشتر از بقیه است.

  • Die Bevölkerung der Stadt ist überwiegend jung.جمعیت شهر عمدتاً جوان هستند.
  • Das Wetter war überwiegend sonnig, mit einigen Wolken am Nachmittag.هوا عمدتاً آفتابی بود، با چند ابر در بعد از ظهر.
  • Seine Meinung ist überwiegend positiv, obwohl er einige Bedenken hat.نظر او عمدتاً مثبت است، اگرچه او نگرانی‌هایی دارد.