überwiegend
بیشتر، عمدتاً، غالب
Bedeutungen
1
به بخش عمده یا اکثریت چیزی اشاره دارد؛ چیزی که بیشتر از بقیه است.
- Die Bevölkerung der Stadt ist überwiegend jung.جمعیت شهر عمدتاً جوان هستند.
- Das Wetter war überwiegend sonnig, mit einigen Wolken am Nachmittag.هوا عمدتاً آفتابی بود، با چند ابر در بعد از ظهر.
- Seine Meinung ist überwiegend positiv, obwohl er einige Bedenken hat.نظر او عمدتاً مثبت است، اگرچه او نگرانیهایی دارد.