überwintern

Aussprache: /ˈyːbɐˌvɪntɐn/
Wortzerlegung: über·win·tern
فعل

زمستان را گذراندن، زمستان‌گذرانی کردن

Beispiele

  • Mit seinen Männern errichtet Leif einige Häuser und ''überwintert'' auf der Insel.لیف با مردانش چند خانه می‌سازد و زمستان را در جزیره می‌گذراند.

Bedeutungen

1 intransitiv

زمستان را در جایی گذراندن، زمستان‌گذرانی کردن (برای انسان یا حیوان).

  • Viele Zugvögel überwintern im Süden.بسیاری از پرندگان مهاجر در جنوب زمستان‌گذرانی می‌کنند.
  • Wir wollen dieses Jahr in den Alpen überwintern.ما می‌خواهیم امسال در آلپ زمستان را بگذرانیم.