überwintern
زمستان را گذراندن، زمستانگذرانی کردن
Beispiele
- Mit seinen Männern errichtet Leif einige Häuser und ''überwintert'' auf der Insel.لیف با مردانش چند خانه میسازد و زمستان را در جزیره میگذراند.
Bedeutungen
1
intransitiv
زمستان را در جایی گذراندن، زمستانگذرانی کردن (برای انسان یا حیوان).
- Viele Zugvögel überwintern im Süden.بسیاری از پرندگان مهاجر در جنوب زمستانگذرانی میکنند.
- Wir wollen dieses Jahr in den Alpen überwintern.ما میخواهیم امسال در آلپ زمستان را بگذرانیم.