überwuchern
پوشاندن (با رشد زیاد)، از بین بردن (با رشد)
Beispiele
- Du musst mal den Efeu von der Wand schneiden, der ''überwuchert'' schon oben die Regenrinne.باید پیچک را از روی دیوار بچینی، چون از بالا ناودان را پوشانده است.
- Auf der Landstraße L123 versperren Baumstämme die Fahrbahn. Anwohner berichten von Waldwegen, die zuwachsen, von Hecken, die ganze Grundstücke ''überwuchern.در جاده L123 درختان افتاده راه را مسدود کردهاند. ساکنان محلی از جادههای جنگلی که در حال روزیر شدن هستند، از پرچینهایی که تمام املاک را میپوشانند، گزارش میدهند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(etwas) با رشد زیاد گیاهان، چیزی را کاملاً پوشاندن یا فرا گرفتن
- Der alte Zaun war völlig von Efeu überwuchert.حصار قدیمی کاملاً با پیچک پوشیده شده بود.
- Unkraut überwuchert den gesamten Garten.علفهای هرز تمام باغ را فرا گرفتهاند.