überwuzelt
سالخورده، مسن به نظر رسیدن
Bedeutungen
1
به نظر پیر و سالخورده رسیدن؛ کهنه و فرسوده به نظر آمدن.
- Der alte Mann sah trotz seines Alters nicht übermäßig überwuzelt aus.مرد پیر علیرغم سنش، بیش از حد سالخورده به نظر نمیرسید.
- Das Gebäude wirkte durch die lange Vernachlässigung sehr überwuzelt.ساختمان به دلیل بیتوجهی طولانی مدت، بسیار کهنه و فرسوده به نظر میرسید.
- Ihre Kleidung war altmodisch und ließ sie überwuzelt erscheinen.لباسهای او قدیمی بود و باعث میشد سالخورده به نظر برسد.