überzählig

Aussprache: /ˈyːbɐˌt͡sɛːlɪç/
Worttrennung: über·zäh·lig
صفت

اضافی، مازاد، بیش از حد لازم

Bedeutungen

1

بیشتر از تعداد مورد نیاز یا مقرر؛ اضافی یا مازاد.

  • Die überzähligen Stühle wurden aus dem Raum entfernt.صندلی‌های اضافی از اتاق خارج شدند.
  • Er wurde als überzählig eingestuft und musste das Team verlassen.او مازاد تشخیص داده شد و مجبور شد تیم را ترک کند.
  • Es gab nur wenige überzählige Exemplare des Buches.تنها چند نسخه اضافی از کتاب وجود داشت.