überzählig
اضافی، مازاد، بیش از حد لازم
Bedeutungen
1
بیشتر از تعداد مورد نیاز یا مقرر؛ اضافی یا مازاد.
- Die überzähligen Stühle wurden aus dem Raum entfernt.صندلیهای اضافی از اتاق خارج شدند.
- Er wurde als überzählig eingestuft und musste das Team verlassen.او مازاد تشخیص داده شد و مجبور شد تیم را ترک کند.
- Es gab nur wenige überzählige Exemplare des Buches.تنها چند نسخه اضافی از کتاب وجود داشت.