überzüchten
ازدیاد نسل کردن (به شکلی که مضر باشد)، بیش از حد پرورش دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas überzüchten)
پرورش بیش از حد حیوانات یا گیاهان به گونهای که به سلامت، کیفیت، تنوع یا ویژگیهای طبیعی آنها آسیب برساند.
- Diese Hunderasse wurde so überzüchtet, dass sie viele Gesundheitsprobleme hat.این نژاد سگ آنقدر بیش از حد پرورش داده شده است که مشکلات سلامتی زیادی دارد.
- Man sollte Pflanzen nicht überzüchten, um ihre Widerstandsfähigkeit zu erhalten.نباید گیاهان را بیش از حد پرورش داد تا مقاومتشان حفظ شود.