überzüchten

Aussprache: /ˌyːbɐˈtsʏçtn̩/
Worttrennung: über·züch·ten
فعل

ازدیاد نسل کردن (به شکلی که مضر باشد)، بیش از حد پرورش دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas überzüchten)

پرورش بیش از حد حیوانات یا گیاهان به گونه‌ای که به سلامت، کیفیت، تنوع یا ویژگی‌های طبیعی آن‌ها آسیب برساند.

  • Diese Hunderasse wurde so überzüchtet, dass sie viele Gesundheitsprobleme hat.این نژاد سگ آنقدر بیش از حد پرورش داده شده است که مشکلات سلامتی زیادی دارد.
  • Man sollte Pflanzen nicht überzüchten, um ihre Widerstandsfähigkeit zu erhalten.نباید گیاهان را بیش از حد پرورش داد تا مقاومتشان حفظ شود.