überzeugend

Aussprache: /ˌyːbɐˈt͡sɔɪ̯ɡn̩t/
Worttrennung: über·zeu·gend
صفت

متقاعدکننده، قانع‌کننده، باورپذیر

Bedeutungen

1

چیزی که قادر است فرد را متقاعد کند یا به او باور بیاورد؛ قانع‌کننده، باورپذیر.

  • Sie präsentierte überzeugende Argumente für ihre These.او دلایل قانع‌کننده‌ای برای پایان‌نامه خود ارائه داد.
  • Der Angeklagte lieferte eine überzeugende Erklärung für seine Abwesenheit.متهم توضیحی باورپذیر برای غیبت خود ارائه داد.
  • Seine Rede war sehr überzeugend und hat viele Zuhörer beeindruckt.سخنرانی او بسیار متقاعدکننده بود و بسیاری از شنوندگان را تحت تأثیر قرار داد.