überziehen
اضافه برداشت کردن، از حد زمان فراتر رفتن، پوشاندن، پوشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Konto)
از موجودی حساب بانکی بیشتر برداشت کردن (مانند منفی شدن حساب).
- Ich habe mein Konto leider überzogen.متأسفانه من از حسابم بیشتر برداشت کردهام.
- Wenn du das tust, überziehst du dein Konto.اگر این کار را بکنی، حسابت را منفی خواهی کرد.
2
Akkusativ / intransitiv
از حد مجاز زمان (در سخنرانی یا جلسه) فراتر رفتن.
- Der Redner hat die vorgesehene Zeit deutlich überzogen.سخنران به طور محسوسی از زمان تعیین شده فراتر رفت.
- Wir dürfen die Besprechung nicht überziehen.ما نباید جلسه را طولانی کنیم.
3
Akkusativ + mit + Dativ
سطحی را با لایه یا پوششی پوشاندن (مانند شکلات روی شیرینی یا روکش مبلمان).
- Der Kuchen wurde mit Schokolade überzogen.کیک با شکلات روکش شد.
- Wir müssen die Möbel mit einer Decke überziehen.ما باید مبلمان را با یک پتو بپوشانیم.
4
(Dativ) + Akkusativ / sich etwas überziehen
لباسی را سریع روی لباسهای دیگر پوشیدن.
- Sie zog sich schnell einen Pullover über.او به سرعت یک پلیور روی لباسهایش پوشید.
- Zieh dir schnell eine Jacke über, es ist kalt!سریع یک ژاکت روی لباست بپوش، هوا سرد است!