überzuckern
روی چیزی شکر پاشیدن, پوشاندن با برف/شکر, قند خون را بالا بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas überzuckern)
روی چیزی شکر پاشیدن، چیزی را با شکر پوشاندن.
- Die Bäckerin überzuckert die Kekse mit Puderzucker.شیرینیپز روی بیسکویتها پودر شکر میپاشد.
- Der Kuchen wurde mit einer dicken Schicht Zuckerguss überzuckert.کیک با لایه ضخیمی از رویه شکر پوشانده شده بود.
2
Akkusativ (etwas überzuckern)
(مجازی) چیزی را شیرین جلوه دادن، چیزی را با کلمات زیبا پوشاندن تا بهتر به نظر برسد.
- Er versuchte, die schlechte Nachricht mit vielen Komplimenten zu überzuckern.او سعی کرد خبر بد را با تعریف و تمجید زیاد شیرین جلوه دهد.
- Ihre Worte waren nett, aber sie überzuckerten die bittere Wahrheit.کلمات او خوب بودند، اما حقیقت تلخ را پوشاندند.